در یِک روزِ آفتابی، دُخترِ کوچولویی به نامِ تِرمِه دَر میانِ گُلهایِ صورتیِ باغچِه نِشَستِه بود. او ناگَهان یِک فَرْشِ کوچک وُ رَنْگی پیدا کَرد که زیرِ سایهیِ دِرختِ سیب پَهن شده بود. تِرمِه با تَعَجُب به نقش وُ نگارهایِ زیبایِ فَرْش نگاه کرد.
تِرمِه آرام رویِ فَرْش نِشَست. ناگَهان، فَرْش تِکانی خورد وُ مِثلِ یک پَرهیِ کاه از زَمین بُلند شُد. تِرمِه خندید وُ گُفت: «وای! این یک فَرْشِ جادویی است!» فَرْشِ کوچولو کمکم بالا وُ بالاتر رَفت.
در هَمان لَحظِه، خَرگوشِ کوچولویِ او که پَنبِه نام داشت، با یِک پَرِشِ بُلند رویِ فَرْش پَرید. پَنبِه دُمِ نَرمَش را تکان داد وُ کِنارِ تِرمِه نِشَست. حالا آنها دو نَفَری آمادهیِ یِک سَفَرِ رویایی دَر آسمان بودند.
فَرْشِ باد، آنها را به بالایِ دِرختان بُرد. تِرمِه دَستَش را دراز کرد وُ یِک سیبِ شیرین وُ قِرمِز از نوکِ دِرخت چید. بادِ مَلایم موهایِ او را نَوازِش میکرد وُ بویِ خوشِ گُلها هَمهجا را پُر کرده بود.
آنها از میانِ ابرهایِ پَنبِهای عُبور کردند. ابرها مِثلِ بَستنیِ وانیلی نَرم وُ سَفید بودند. تِرمِه وُ پَنبِه دَستان وُ پاهایِشان را تِکان میدادند وُ ابرها را مِثلِ نَقاشی، به شِکلهایِ مُختَلِف دَر میآوَردند.
ناگَهان یِک رَنگینکَمانِ زیبا دَر آسمان پَدیدار شُد. فَرْشِ باد مِثلِ یِک سُرسُرِه از رویِ رَنگینکَمان به پایین سُرید. تِرمِه از شادی فَریاد میکِشید: «هورا! چه بازیِ قَشَنگی!»
یِک پَرَندهیِ کوچکِ آبیرَنگ کِنارِ آنها پَرواز میکرد. پَرَندِه با صِدایِ خوش بَرایِ آنها آواز میخواند. تِرمِه بَرایِ پَرَندِه دَست تِکان داد وُ پَرَندِه هَم با تکان دادنِ بالهایَش به او سَلام کرد.
پَنبِه از لَبِهیِ فَرْش به پایین نِگاه کرد. پایینِ آنها یِک رودخانهیِ پُر از شُکلاتِ مایِع وُ ماهیهایِ طَلایی بود. پَنبِه با خوشحالی جَست وُ خیز میکرد وُ از تماشایِ آن هَمِه زیبایی لِذَّت میبُرد.
خورشیدِ مِهربان کَمکَم پُشتِ کوهها میرَفت وُ آسمان به رَنگِ نارنجی وُ بَنَفش دَر میآمَد. تِرمِه کَمکَم احساسِ خَستِگی میکرد. او سَرَش را رویِ فَرْشِ نَرم گذاشت وُ به سِتارههایِ کوچکی که تازه بیدار شده بودند، نِگاه کرد.
فَرْشِ باد آرامآرام پایین آمَد وُ دُرُست وَسَطِ باغچه، کِنارِ گُلها نِشَست. تِرمِه وُ پَنبِه رویِ فَرْشِ جادوییِ خود به خوابِ عمیقی رَفتند. آنها میدانِستند که فَردا هَم میتوانند با فَرْشِ باد به سَفَرهایِ رویاییِ دیگری بروند.